گزارش خبری

برداشت اشتباه از یک نظریه برای نظریه پردازی

نویسنده: حسین غفاری / استاد دانشگاه تهران
مسلما بشر از حکومت ناگزیر است، «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ»۱چه آن حکومت، عادل باشد و چه ظالم!...
مسلما بشر از حکومت ناگزیر است، «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ»۱چه آن حکومت، عادل باشد و چه ظالم! و این حکم عقل است که حکومت بد، بهتر از نبودن حکومت است، چون حکومت یعنی ایجاد ضابطه و قاعده، بالاخره یک حاکم ظالم به خاطر منافع خودش هم که شده یک‌سری نظاماتی در شهر و کشور وضع می‌کند. هیچ حاکمی راضی نمی‌شود که هر کسی در محدوده‌ی او گردن‌کشی کند و منطقه را ناامن کند و الا که دیگر او شاه نخواهد بود.
باید سعی شود تا جایی که ممکن است، حکومت مرغوب‌تر و بهتر شود. این بهتر بودن به معنای این است که منافع عمومی بیشتری را تأمین کند و افراد آن جامعه تحت آن حکومت بتوانند به آرامش و رفاه ظاهری و باطنی برسند. از دیرباز این بحث بوده که حکومت‌ها چه منافع و چه مشکلاتی برای انسان‌ها دارند. وقتی قدرت در دست کسی قرار گیرد، احتمال فساد آن حاکم وجود خواهد داشت و مشکلاتی را ایجاد می‌کند. بالاخره حکومت‌ها انعکاس نفوس حکام و رهبران جوامع هستند.
افلاطون حکومت‌ها را به پنج قسم تقسیم می‌کند: حکومت فردی و پادشاهی، حکومت الیگارشی (صاحبان سرمایه)، حکومت تیموکراسی (نظامیان و رجال سیاسی)، حکومت جباری (تیرانی) و حکومت دموکراسی که در نهایت تمام این حکومت‌ها را باطل می‌داند و می‌گوید یک حکومت دیگری داریم که آن حکومت حق است و در آن معیارهای الهی وجود دارد. از این نوع که بگذریم، بقیه‌ی موارد باطل هستند اما در ادامه متذکر می‌شود که در بین حکومت‌های باطل، حکومت دموکراسی از بقیه بهتر است، نه از باب این‌که حق باشد، بلکه از این جهت که در حکومت دموکراسی، ظلم به طور نوبتی به گردش درمی‌آید و بالاخره در یک دوره‌ای نوبت هر گروه و هر طبقه‌ای می‌شود! این نوع حکومت را از باب این‌که ظلم در یک گروه خاص تداوم پیدا نمی‌کند، از انواع دیگر بهتر می‌داند.
مقصود این است که افلاطون، این الگو را بنیان نهاده است که اگر قرار است حکومت حق برقرار باشد، کسانی باید آن حکومت را به دست بگیرند که خود به حق رسیده باشند. تا کسی خودش حق را بالعیان ندیده باشد و در خودش آن را متحقق نکرده باشد، او نمی‌تواند جامعه را به حق برساند.
این‌که از افلاطون نقل می‌کنند حکام باید حکیم شوند و یا حکما باید حاکم شوند۲، معنا و عمق این مطلب، همان حکومت انسان کامل است که با اصطلاحات خود آن را بیان کرده است. اولین و کامل‌ترین حکومتی که مبتنی بر عرفان و یک ولی کامل باشد، در آثار افلاطون است و افلاطون به مطلب خود آگاه است...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code