پرونده

بی نشئگی هنر

نویسنده: احسان زیورعالم / پژوهشگر حوزه اندیشه
«در اواسط سال 1984 بود كه مقاله‌ای تحت عنوان «پایان هنر» منتشر كردم...
«در اواسط سال 1984 بود كه مقاله‌ای تحت عنوان «پایان هنر» منتشر كردم. در اكتبر همان سال هم فعالیت خود را به عنوان منتقد هنری آغاز كردم و نخستین نوشته خود را در مجله نیشن به چاپ رساندم. از آن پس هر از گاهی این موضوع مطرح شده است كه اگر به راستی هنر به پایان رسیده، قاعدتاً نقد هنری نیز حرفی برای گفتن نخواهد داشت؛ از این رو به نظر می‌رسید حوزه جدید فعالیت من با نظریه‌ام در مقاله مذكور تعارض داشته باشد. اما من در هیچ بخش از نظریه خود نگفته بودم كه آفرینش هنر متوقف خواهد شد، به واقع من «مرگ هنر» را اعلام نكرده بودم. «پایان هنر» ناظر به مسیری بود كه می‌شد برای تاریخ هنر متصور شد. همچون سكانسی از صحنه‌های یك روایت كه در مرحله گره‌گشایی است. به نظر من این روایت به پایان رسیده بود، از این رو هر هنری كه از این پس آفریده می‌شد
 لاجرم پساتاریخی بود. این نظریه تنها آن نوع نقد را نامعتبر می‌شمرد كه به ستایش اثری مدعی عرضه فصل بعدی تاریخ هنر می‌پرداخت. البته این نوع نقد در دهه‌های پیشین كمتر رواج داشت. من دریافتم كه نظریه‌ام رهایی‌بخش است؛ چرا كه با فرارسیدن پایان هنر، هنرمند از زیر بار تاریخ هنر رهایی خواهد یافت.»
این بخش نخست گفتاری است که آرتور دانتو، فیلسوف شهیر حوزه هنر در دفاع از نظریه «پایان هنر» خود نگاشته است. متنی به سال 2004، بیست سال پس از اعلام جنجالی دانتو و هنوز در دفاع از نگاهش تعلق دارد. حرف دانتو کاملاً روشن است. او معتقد است در تاریخ هنر از این پس نمی‌توان مبحث جدیدی افزود. روایت تاریخی هنر به پایان خود رسیده است و هر آنچه آفریده می‌شود دیگر تعلقی به تاریخ نخواهد داشت. آنچه هنرمند می‌آفریند شاید با نگاهی در زمانی داوری شود و او را از منظر زمانه خود ننگرند...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code