باشگاه نويسندگان

دوگانه‌های جعلی

نویسنده: دکتر عماد افروغ /جامعه‌شناس نو صدرایی
مطلوب بودن تفکر منظومه‌ای، موضوعی بسیار مهم و نیاز امروز بشر غربی و شرقی است. مطلوبیت ناثنویت‌گرایی، در مقابل دوگانه‌نگری‌های افراطی است که بشر امروز گرفتار آن است. این دوگانه‌نگری هم از زمان دکارت شروع شد و به پیش رفت...
مطلوب بودن تفکر منظومه‌ای، موضوعی بسیار مهم و نیاز امروز بشر غربی و شرقی است. مطلوبیت ناثنویت‌گرایی، در مقابل دوگانه‌نگری‌های افراطی است که بشر امروز گرفتار آن است. این دوگانه‌نگری هم از زمان دکارت شروع شد و به پیش رفت. دوگانه‌نگری‌ای که دکارت تحت عنوان نفس و بدن یا ذهن و جسم مطرح کرد، توسط کانت ریل‌گذاری شد و به جلو آمد. چیزی که امروز گرفتارش هستیم، انواع و اقسام دوتایی‌هاست که برای درمان آن نیاز به نگرش منظومه‌ای یا دیالکتیک داریم. زمانی بشر از وحدت‌گرایی محضِ متصلب و مطلق قرون وسطایی رنج می‌برد اما اکنون از انسان‌گرایی مفرطی رنج می‌برد که سر از تفاوت‌گرایی مطلق و مفرط درآورده است. اگر به نحله‌هایی که در برابر مدرنیسم قرار دارد نگاهی بکنید، همه حکایت از نوعی تفاوت‌گرایی دارند. نمی‌دانم چرا بی‌اختیار یاد این شعر حافظ افتادم که «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه، چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند».
امروزه غرق در افسانه‌ایم و تصور می‌کنیم در حال انجام کار علمی هستیم. واقعا در نوعی فسانه‌گرایی غوطه‌وریم. چند تا از مهم‌ترین دوگانه‌نگری‌ها، دوگانه‌ی نفس و بدن، انسان و طبیعت، علوم انسانی در برابر علوم طبیعی و مقوله‌ی جسم در برابر ماورای جسم است. ملاصدرا به مثابه‌ی متفکر و فیلسوفی ناثنویت‌گرا، در «شواهدالربوبیه» در باب رابطه‌ی نفس و بدن، بحث عمیق و زیبایی مطرح می‌کند و می‌نویسد: «هَیَئات و آثار نفس و بدن (علی‌التعاکس) دائما در تصاعد و تنازل‌اند و از یکی به دیگری سیر و سرایت می‌کنند. پس هر یک از دیگری منفعل و متاثر می‌شود. پس هر صفتی از صفات جسمانیه و هر صورتی از صور حسیه به عالم نفوس انسانیه صعود کند، هیئتی از هیئات نفسانیه گردد و هر خلق و یا هیئت نفسانیه‌ای که از عالم نفس به بدن نزول کند انفعال و تاثری مناسب با آن خلق یا هیئات در بدن حاصل گردد. بنگر که ظهور صفت غضب (از ناحیه‌ی نفس) چگونه موجب سرخی رنگ صورت و بروز حرارت در بدن می‌گردد یا ظهور صفت خوف و ترس چگونه موجب زردی رنگ صورت می‌گردد و همچنین تدبر و تفکر در معارف الهیه و شنیدن صدا و ندای آیات و شواهد عظمت و جلال او از صحایف ملکوت چگونه موجب لرزش بدن و راست شدن مو بر اعضا و اضطراب جوارح می‌گردد و نیز بنگر که چگونه صورت جزئیه‌ی یک امر جزئی محسوسی پس از انتقال از آلت حس به قوه‌ی عاقله، به یک صورت کلیه‌ی عقلیه منقلب می‌گردد و حال آن‌که آن صورت در این عالم محسوس و مشهود هر کس بود و اینک پس از انتقال به قوه‌ی عاقله و نشئه‌ی ادراک کلیات، از این عالم و از دیده‌ی اشخاص غایب و مستور، و در دیدگاه عقل حاضر و مشهود گردیده است...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code