پرونده

عدالت در صدر

نویسنده: دکتر علی سعیدی/ پژوهشگر اقتصاد اسلامی
شهید محمدباقر صدر به‌عنوان بنیان‌گذار رویکرد مبنایی در نظام‌سازی اقتصاد براساس آموزه‌های اسلام، پیشتاز نظریه‌پردازی در این حیطه به شمار می‌رود...
شهید محمدباقر صدر به‌عنوان بنیان‌گذار رویکرد مبنایی در نظام‌سازی اقتصاد براساس آموزه‌های اسلام، پیشتاز نظریه‌پردازی در این حیطه به شمار می‌رود. شهید‌صدر در آثار متعدد خود مدعی بود که اسلام طرحی جامع برای زندگی دارد و تلاش کرد این طرح کلی را به‌طور خاص در عرصه‌ی اقتصاد به‌تفصیل بیان کند. جامعیت و اصالت اندیشه‌های شهیدصدر می‌تواند نقطه‌ی شروع مناسبی را برای نظریه‌پردازی در عرصه‌ی اقتصاد اسلامی فراهم سازد. در این مقاله تلاش می‌کنیم با محوریت مسئله‌ی نظام‌سازی در اقتصاد، با مراجعه به آثار شهید‌صدر تلقی ایشان از نظام‌سازی اقتصادی مبتنی‌بر نظریه‌ی عدالت اسلامی را استخراج کنیم. با توجه به تأکیدات شهید‌صدر مبنی بر جامعیت اسلام و نظریه‌پردازی اسلامی و نفی تفکیک اقتصاد از دیگر حوزه‌های اندیشه‌ی اسلامی، تلاش کردیم مجموعه‌ی آثار شهید را در نظر بگیریم و منحصر در اقتصادنا نشویم گرچه عمده‌ی ارجاعات و مباحث از این کتاب خواهد بود. در برخی موارد که نظر مصرحی از جانب شهید وجود نداشته است، تلاش شده است با اتکا به مبانی و روش‌شناسی ایشان در نظریه‌پردازی، مؤلفه‌های مدنظر بازسازی شود.

مشکل اساسی جامعه‌ی بشری و نقطه‌ی شروع تحلیل
در تبیین و ارزیابی یک نظریه، توجه به نقطه‌ی شروع تحلیل بسیار حائز اهمیت است چراکه نقطه‌ی آغازین تحلیل حاوی پیش‌فرض‌ها و ارزش‌هایی است که می‌تواند تا حدی دغدغه‌ی اصلی متفکر را برای حل مسئله‌ی مدنظر و ارائه‌ی نظریه‌ی خود بازگو کند. توجه‌نکردن به نقطه‌ی شروع بحث، باعث سردرگمی در تحلیل می‌شود؛ به‌ویژه زمانی‌که بخواهیم با رویکرد تطبیقی پیش برویم. شهیدصدر بحث خود را از تبیین معضل اساسی در زندگی بشر آغاز می‌کند و تمامی نظریه‌پردازی‌های بعدی او در عرصه‌ی علوم اجتماعی و اقتصادی در صدد حل این معضل است. او در مقدمه‌ی کتاب فلسفتنا و نیز در رساله‌ی «اسلام، راهبر زندگی» به بیان معضل اساسی در زندگی بشر می‌پردازد. از نگاه وی، معضل اصلی جهان که فکر انسان امروز را انباشته و با واقعیت آن عمیقاً پیوند خورده، عبارت است از «مسئله‌ی نظام اجتماعی» که در تلاش برای رسیدن به صادقانه‌ترین جواب برای این سؤال خلاصه می‌شود: «نظام مناسب انسان که او را در زندگی اجتماعی‌اش به سعادت می‌رساند کدام است؟» (شهیدصدر ١٣٩٣الف، ١٩). شهیدصدر بر این باور است که این مسئله ریشه در تاریخ بشر دارد و به زمانی برمی‌گردد که زندگی اجتماعی در واقعیت حیات بشر آغاز شد. همین معضل، جامعه‌ی انسانی را در عرصه‌های فکری و سیاسی به تکاپو و تلاشی دامنه‌دار و مبارزه‌ای سرشار از انواع نبرد‌ها با مکتب‌های عقلانی گوناگون بشری واداشته است؛ مکتب‌هایی که هدف آن‌ها برپایی بنا و طراحی زندگی اجتماعی و ترسیم خطوط و نهادن پایه‌های آن بوده است (همان، ١٩ و ٢٠). همچنین شهیدصدر در انتهای جلد اول اقتصادنا مبحثی را تحت عنوان «مشکل اقتصادی چیست» مطرح و این مشکل را به‌صورت تطبیقی از زبان مکتب‌های سرمایه‌داری و سوسیالیسم و اسلام بحث می‌کند. پرداختن به این مسئله از آن نظر اهمیت دارد که نگرش هر مکتب به نظام اقتصادی و تقریری که از مشکل اقتصادی ارائه می‌دهد، نقطه‌ی شروع ساختمان فکری آن مکتب به شمار می‌رود و تمامی تحلیل‌های بعدی را تحت تأثیر قرار می‌دهد...




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code