مصاحبه ماه

فصلی نو در دولت سازی

نویسنده: محمد محسن راحمی حقیقی
آیت‌الله محمد مهدی میرباقری از اندیشمندان و نظریه پردازان علوم انسانی و رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است. صبح یکی از واپسین روزهای بهمن‌ماه در اتاق ساده و بی آلایششان در دفتر فرهنگستان میزبان ما بودند. محور اصلی گفت و گوی ما با آیت‌الله میرباقری در مورد دولت اسلامی بود...
آیت‌الله محمد مهدی میرباقری از اندیشمندان و نظریه پردازان علوم انسانی و رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است.  صبح یکی از واپسین روزهای بهمن‌ماه در اتاق ساده و بی آلایششان در دفتر فرهنگستان میزبان ما بودند. محور اصلی گفت و گوی ما با آیت‌الله میرباقری در مورد دولت اسلامی بود. در طول مصاحبه معلوم بود که دغدغه‌ی امروز ایشان پاسخگویی به این سوال است که چرا از پایگاه مذهب و دین باید به دولت‌سازی دست بزنیم. ابتدا از ضرورت دولت اسلامی بحث کردند و در ادامه در مورد چرایی ناکامی دولت‌های بعد از انقلاب سخن گفتند. ایشان معتقدند جامعه‌ی ایران امروز بر سر راه انتخاب مدرن شدن یا نشدن، بحران‌زده شده است. آیت‌الله میرباقری علت بسیاری از بحران‌های اجتماعی ایران را محقق نشدن فرایند دولت اسلامی می‌دانند و به تعبیر خودشان «در چارچوب در ایستاده‌ایم!» نه بیرون می‌رویم و نه داخل می‌آییم؛ نه از دولت مدرن دل می‌کنیم و نه مدرن می‌شویم. بخش انتهایی گفت‌وگو به بحث در مورد الزامات تحقق فرایند دولت‌سازی اسلامی سپری شد. ایشان تربیت دولتمرد اسلامی و تحول در ساختار و نرم‌افزار اداره‌ی جامعه را از الزامات این مرحله برشمردند. از نظر ایشان درگیری همه‌جانبه بین کفر و ایمان از مولفه‌های اصلی دولت اسلامی است. در ادامه گفت‌وگوی خردنامه با آیت‌الله میرباقری در موضوع دولت‌سازی اسلامی از منظرتان می‌گذرد.
  • به عنوان سوال اول بفرمایید که تعریف شما از دولت اسلامی چیست و فرایند دولت‌سازی را چه می‌دانید؟ و این‌که اساسا چرا باید سراغ دولت‌سازی برویم؟
به نظرم در چهارچوبی که رهبر بزرگوار انقلاب ترسیم کردند باید حرکت کنیم و رسیدن به اهداف اسلامی در جامعه را بر اساس انقلاب اسلامی نظام اسلامی، دولت اسلامی و کشور و جامعه‌ی اسلامی و بعد از آن هم تاثیرگذاری در دنیای اسلام و حرکت به سمت یک دنیای اسلامی را دنبال کنیم.
اگر از این مسیر شروع کنیم قاعدتا یک انقلاب اسلامی رخ داده است و متناسب با مبانی خود نظام‌سازی کرده است. الان ما در مرحله‌ی دولت‌سازی هستیم. اولا ضرورت دولت‌سازی چیست؟ ثانیا آیا ما ظرفیت دولت‌سازی را داریم یا خیر؟ ظرفیتی در ایجاد دولت داریم یا باید از ایده‌ی دولت‌سازی دست برداریم؟ بر فرض اگر این ظرفیت وجود دارد آیا این دولت‌سازی ضرورت دارد یا خیر؟ اگر ضرورت دارد تفاوت این دولت با دولت مدرن و دولت‌های سنتی که در دنیا وجود داشتند در چیست؟ معیار اسلامی بودن این دولت چیست؟ این‌ها سوالاتی است که مناسب است حول موضوع دولت‌سازی مورد بحث واقع شوند.
به عنوان نکته‌ی اول می‌خواهم این بحث را طرح کنم که به لحاظ ضرورت عینی ما نیاز به دولت اسلامی داریم. دولت اسلامی یک ضرورت نظری نیست بلکه یک ضرورت عینی است. یعنی انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ما را ناچار می‌کند که به سمت دولت اسلامی حرکت کنیم. انقلاب اسلامی یک حرکت عمیق انسانی است که در جامعه‌ی جهانی اتفاق افتاده است و لزومی ندارد از اصل واقعیت انقلاب اسلامی و این‌که آیا چنین چیزی ممکن است یا خیر صحبت کنیم. انقلاب اسلامی ظرفیتی است که از لایه‌های باطنی جامعه‌ی ایمانی که هنوز سکولار نشده بود، یعنی تحت تاثیر دنیای مدرن و جامعه‌پردازی‌های مدرن قرار نگرفته بودند بر اساس سرپرستی و ولایت دینی رخ داد و فعال شد...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code