مصاحبه ماه

مبازره‌ی همدلانه

نویسنده:
آثارش در میان دانشجویان و طلاب با استقبال مواجه شده است. دیدگاه هایش تركیبی است از فلسفه صدرایی، اندیشه های هایدگر و تراث عرفان اسلامی ...
آثارش در میان دانشجویان و طلاب با استقبال مواجه شده است. دیدگاه هایش تركیبی است از فلسفه صدرایی، اندیشه های هایدگر و تراث عرفان اسلامی . روش تحلیلش فلسفه تاریخی است لذا رگه هایی از رویكرد فلسفه تاریخی هگل نیز در آثاراش می توان یافت. انقلاب اسلامی را نقطه عطف تاریخ برای گذار از عهد غربی به عهد جدید می داند. او را در اصفهان یافتیم . زندگی ساده زیستانه ای را دنبال می كرد و برای ترویج نوع نگاهش به تاریخ، انقلاب اسلامی و روزگار معاصر كسوت معلمی را برگزیده است. با او درباره شرایط معاصر انقلاب و نظام اسلامی به گفت و گو نشستیم . معتقد بود برای گذار از شرایط حاضر جناح مومن به انقلاب باید به زبان همدلانه تری با مردم برسند. در این باره می گوید: « اگر در جامعه‌ی اسلام با شما قهر کردند شما آشتی کنید، اگر بدی شما را گفتند شما خوبی بگویید. این برگشت به اجتماع است نه یک فردیت نحیف. پس بازمی‌گردیم به این که ما چه زبانی برای طرح انسانیت انسان داریم که مخاطبمان گوش فرادهد؟» او مبتنی بر همین سوال مبارزه مثبت و زبان همدلانه را راه حل برون رفت از وضعیت امروز می داند . آنچه در ادامه می خوانید را شاید بتوان مانفستی برای گذار از شرایط موجود برای نیرو های انقلاب دانست.
  •  فلسفه‌ی تاریخ در نوع نگاه شما به عالم جایگاه ویژه‌ای دارد. با توجه به این موضوع، سوال نخست را این گونه مطرح می‌کنم: شما در چه عهد و زمانه‌ای به دنیا آمدید و این زمانه و روزگار را با چه شاخص‌هایی تعریف می‌کنید؟
بنده تولدهای مختلفی داشتم. در یک مرحله ولادت ما در عصری بود که بی‌دین ‌نمانیم. یعنی در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمدیم ولی فضای اطرافمان لائیک بود. تاریخ، تاریخ غلبه و درخشش دنیای بی‌دینی بود.
سرّ تاریخ تولد ما در این بود که اعتقاداتی داشته باشیم و بی‌دین نمانیم چراکه ایده‌ی اصلی خود را دینداری حس کردیم. به تعبیر عرفا عین ثابت ما انتخاب دین بود. در آن دوره دست‌وپا زدیم تا به دینداری نسبی رسیدیم ولی کم‌کم عصر حضور دین در مناسبات ظهور پیدا کرد.
این اتفاق بسیار مبارکی بود. ما که تا دیروز می‌خواستیم در دنیای کفر بی‌دین نمانیم حالا احساس می‌کردیم باید دین در مناسبات حاکم شود. بحث ولایت فقیه در این نوع نگرش ما بسیار موثر بود. من سال 49 با کتاب «ولایت فقیه» حضرت امام آشنا شدم. دکتر شریعتی در سال 50 زمانی که ما تازه وارد دانشگاه شدیم سخنرانی‌های خود را در حسینیه‌ی ارشاد آغاز کرد و این در واقع پاسخی به طلب ما بود.
با استقرار حاکمیت دین در مقابل حاکمیت سکولاریته تولد دومی برای ما به وجود آمد. بحمدالله مولود این تولد، به‌خصوص در همنشینی با شهید مطهری روزبه‌روز بالغ‌تر شد. آن زمان مجاهدین خلق برای ما الگو بودند. آقای سعید محسن و حنیف‌نژاد که اهل اصفهان هم بودند برای ما ابهت خاصی داشتند. من حتی جلسات آقای موسوی خوئینی‌ها در تهران را شرکت می‌کردم ( بعد از اتمام دانشگاه به تهران آمدم و مدتی در این شهر ساکن شدم). آن زمان این محفل بسیار مشهور بود و اشخاصی از جمله آقای میردامادی گرداننده‌ی آن‌جا بودند. جلسه‌ی بسیار سیاسی و عجیبی بود و از آن هم متاثر بودم اما ایده‌ی کلی خود را در شهید مطهری پیدا کردم. نزدیکی با ایشان بلوغ من در تولد دوم را رقم زد...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code