باشگاه ترجمه

ناباوری سارتر به خدا ناباوری

نویسنده:
ژان پل سارتر را به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلسوفان ملحد قرن بیستم می‌شناسند. او معتقد است که ریشه‌‌ی بی‌ایمانی‌ا‌ش در محیط خانواده و زندگی او به‌وجود آمده است...
ژان پل سارتر را به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلسوفان ملحد قرن بیستم می‌شناسند. او معتقد است که ریشه‌‌ی بی‌ایمانی‌ا‌ش در محیط خانواده و زندگی او به‌وجود آمده است.
پدربزرگِ ضدکاتولیک سارتر که تاثیر زیادی بر او داشت، خدای مذهب کاتولیک را به نحوی برای او توصیف کرده بود که سارتر انتظارش را نداشت. او در محیطی کاتولیکی بزرگ شد اما تضاد مذهبی همواره در خانواده‌ی او وجود داشت زیرا پدربزرگش پروتستان و مادربزرگ و مادرش کاتولیک بودند.
اصولا در طبقه‌ی بورژوای فرانسه دین جنبه‌ی بیرونی داشت نه درونی و صرفا وسیله‌ای بود برای این‌که فرد با جامعه ارتباط برقرار کند. برای این طبقه دین فقط جنبه‌ای از منزلت، اعتبار و نزاکت اجتماعی‌شان بود. خانواده‌ی سارتر نیز به عنوان خانواده‌ای بورژوا، دین را به عنوان میراثی خانوادگی قبول داشتند و به آن احترام می‌گذاشتند اما این احترام به دین نه از روی اعتقاد قلبی بلکه فقط برای همرنگ شدن با جماعت و حفظ میراث گذشتگان بود. بنابراین فضای خانواده ضدیت با دین نبود. آنان در ظاهر به خدا ایمان داشتند و الحاد را رد می‌کردند.
به گفته‌ی خود او در صبح یکی از روزهای سال 1917 به این شهود می‌رسد که خدا وجود ندارد. سارتر در گفت‌وگو با سیمون دوبوار، معشوقه‌ی‌ خود درباره‌ی این رویداد می‌گوید: «خوب به یاد می‌آورم که در آن روز و به صورت شهودی آنی بود که به خودم گفتم‌ خدا وجود ندارد؛ شهودی که پدیدار شد و زندگی مرا معین کرد».
او شهود را مبنای خداناباوری خود قرار داد. برخی از متفکران می‌گویند دلایل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی پایه‌ی این حرف‌ بوده است و سارتر هیچ استدلال فلسفی و منطقی برای این گفته‌ی خود ندارد...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code